خانه / مقالات / داستان کوتاه مردان ماهیگیر

داستان کوتاه مردان ماهیگیر

دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول مـاهی گیری بودند. یکی از آنها مـاهی گیر با تجربه و ماهری بود. اما دیگری از مـاهی گـیری هیچ چیز نمی دانست.

هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ را می گرفت، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند. اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد .

مردان ماهیگیر

داستان مردان ماهیگیر

ماهی گیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی ها را از دست می دهد بسیار متعجب بود.

لذا پس از مدتی از او پرسید: چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی؟ مرد جواب داد: چون ظرف من کوچک است! ماهیگیر باتجربه با شنیدن این حرف به فکر فرو رفت!!؟

شاید این داستان بازتاب زندگی بسیاری از ما آدم هاست. گاهی ما نیز همانند همان مرد عمل می کنیم. گاهی شانس های بزرگ، شغل های عالی و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم. چون ایمانمان به خداوند کم است .

ما به یک مرد که تنها نیازش تهیه یک ظرف بزرگتر بود می خندیم. اما نمی دانیم که تنها نیاز ما آن است که ایمانمان را افزایش دهیم .

خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشیم به ما نمی دهد . بنابراین باید ظرفیت های درونی خودمان را افزایش بدهیم تا بتوانیم بهترین نعمت ها را از خداوند عالم دریافت کنیم.

این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه که خداوند بر سر راهمان قرار می دهد استفاده کنیم. برای خدای به این بزرگی هیچ چیز غیر ممکن نیست . زندگی سراسر معجزه و شگفتی است. فقط کافی است تا با چشم بصیرت و با ایمان راسخ به مسائل زندگی بنگریم. به امید اینکه هر چه زودتر به مراد دلتان برسید…

مردان ماهیگیر

درباره‌ی mirjalili

با سلام و خوشآمدگویی خدمت شما دوست عزیز. بنده میرجلیلی هستم عاشق دنیای وب و تولید محتوا. سال ها در زمینه موفقیت و بهبود شرایط زندگی تحقیق و تلاش کردم و توی این سایت قصد دارم تجربیات خودم رو با شما عزیزان به اشتراک بزارم. امیدوارم مطالب وبسایت علی بامرام برای شما مفید باشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
6 + 12 =