خانه / مقالات / داستان

داستان

داستان هیجان انگیز ازدواج با دختر بیل گیتس

داستان جالب و هیجان انگیز ازدواج با دختر بیل گیتس که میتونه برای همه افراد جذاب و شنیدنی باشه. چرا که به شکلی عجیب و دوست داشتنی اتفاق افتاده و خوندنش خالی از لطف نیست.   پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی. پسر: نه من دوست …

بیشتر بخوانید »

داستان جالب مرید و مرشد و زن بینوا

داستان جالب مرید و مرشد و زن بینوا

داستان جالب مرید و مرشد و زن بینوا   روزی روزگاری مرید و مرشدی خردمند بودند که مدام در حال گردش و سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در یک بیابان بزرگ گم شدند و قبل از اینکه بتوانند راهی پیدا کنند شب از راه فرا رسید. ناگهان از …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه شوهر خسیس و ترفند عجیب همسرش

داستان شوهر خسیس و ترفند همسرش

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و دارایی زیادی جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را با خود به آن دنیا ببرم . او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را به …

بیشتر بخوانید »

داستان آموزنده عقابی که هرگز پرواز را تجربه نکرد!؟

داستان عقابی که هرگز پرواز را تجربه نکرد

پرنده ای که پرواز را نمیدونه به قفس میگه سرنوشت… در حالیکه سرنوشت او چیز دیگری است. کوه بلندی بود که لانه عقابی با چند تخم بر بلندای اون قرار داشت. روزی زلزله ای کوه را به لرزه درآورد. یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین لغزید و …

بیشتر بخوانید »

داستان جالب و خواندنی از موفقیت دیوید راکفلر

داستان جالب موفقیت دیوید راکفلر

از دیوید راکفلر ثروتمندترین فرد جهان پرسیدند: چگونه به این همه ثروت و شوکت رسیدی!؟ گفت: از خدا خواستم و خودم بدست آوردم. گفتند: چگونه؟ گفت: راستش من بیکار بودم. به خدا گفتم خدایا کاری برایم پیدا کن، تا درآمد کافی برای پرداخت اجاره یک منزل نقلی را داشته باشم. …

بیشتر بخوانید »

نامه واقعی به خدا

نامه واقعی به خدا

نامه واقعی به خدا ( این نامه هم اکنون در موزه گلستان نگهداری میشود) این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه، دانش آموزی در مدرسه ی مروی تهران بود و بسیار بسیار آدم فقیری بود. یک روز نظرعلی به ذهنش می …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه و خواندنی مردان ماهیگیر

داستان کوتاه مردان ماهیگیر

 مردان ماهیگیر دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند. يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود. اما ديگري ماهيگيري نمي دانست. هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها …

بیشتر بخوانید »