خانه / مقالات / داستان کوتاه از موفقیت دیوید راکفلر

داستان کوتاه از موفقیت دیوید راکفلر

داستان موفقیت دیوید راکفلر

از دیوید راکفلر پرسیدند: چگونه به این ثروت و شوکت رسیدی؟🙄

گفت: از خدا خواستم و خودم بدست آوردم.
گفتند: چگونه؟
گفت: من بیکار بودم. گفتم خدایا کاری برایم پیدا کن، تا در آمد کافی برای پرداخت اجاره یک منزل نقلی را داشته باشم. 🏠
مدتی گذشت و چون از طرف خدا اقدامی انجام نشد، خودم دست بکار شدم و به خدا گفتم: خدایا تو به این نیازهای کوچک رسیدگی نکن. من خودم کار پیدا میکنم. تو فقط حقوقم را افزایش بده. 😊


کاری در راه آهن پیدا کردم. کارگری…
کار من این بود که در کوره لوکوموتیو ذغال سنگ می ریختم. اما حقوقش بسیار اندک بود.
به خدا گفتم تو سرت شلوغ است و کارهای مهم تری داری. تو خانه نقلی مناسبی برایم پیدا کن و من تلاشم را بیشتر میکنم و بیشتر کار میکنم تا درآمد بیشتری کسب کنم.

داستان موفقیت دیوید راکفلر

پس از پیاده شدن از قطار، به ذغال فروشی پرداختم. اندکی درآمدم اضافه شد، ولی از خانه نقلی خبری نشد.
گفتم خدایا میدانم خانه نقلی پیدا کردن در مقام و شأن تو نیست. من خودم آن را پیدا میکنم.
در عوض تو شریک زندگی مرا پیدا کن. 👭
اگر میخواستم منتظر خدا بشوم هنوز هم مجرد بودم.😔 پس دختر مناسبی پیدا کردم و با او نامزد شدم و ازدواج کردیم. 😍
هرچه را از خدا خواستم، به نوعی به من گفت، خودت میتوانی، پس زحمت آن را به دوش من نیانداز و روی پای خودت بایست.

رابطه من و خدا هنوز به همین صورت پیش میرود و او هنوز به من اعتماد کافی دارد که میتوانم قدم بعدی را هم خودم بردارم.

همین اعتماد او به من قوت قلب میدهد و من با پای خویش جلو میروم.

خدایا از تو متشکرم که بجای گدا، مرا همچون خودت خلق کردی تا متکی به کسی یا چیزی نباشم.❤️❤️

دیوید راکفلر

درباره‌ی mirjalili

با سلام و خوشآمدگویی خدمت شما دوست عزیز. بنده میرجلیلی هستم عاشق دنیای وب و تولید محتوا. سال ها در زمینه موفقیت و بهبود شرایط زندگی تحقیق و تلاش کردم و توی این سایت قصد دارم تجربیات خودم رو با شما عزیزان به اشتراک بزارم. امیدوارم مطالب وبسایت علی بامرام برای شما مفید باشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
7 + 18 =